دلم تنگ شده...
ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

    اومدم چون یه حسی بهم می گفت باید بیام. پرسه می زنم چون یه

حسی بهم میگفت باید پرسه بزنم بدون خستگی از پرسه زدن بدون

فکر بدون ...

    میدونم بی نتیجه است فکر کردن به چیزی که میدونی نیست و

شاید از اول هم نبوده. بی فایده است دنبال چیزی گشتن که حتی

نمی دونی چیه و فقط دلت تنگ شده و سهم تو این وسط فقط دلتنگیه

و یک عالمه سوال

    دلم تنگ شده؛ برای چی نمی دونم فقط می دونم یه چیزی شبیه یه

بغض مثل یه ترک مثل، نمی دونم مثل چی فقط یه چیزی اینجاست که

داره آزارم مید، داره خفه ام میکنه، داره مثل...

    نمی دونم. نمی دونم اصلا دلم تنگ شده؟!!!