شاید باید

تمام لحظه های من پره ترسه پره وحشت

یه روزی میرم از اینجا اگه بُگذاره این رخوت

تنم پاییزی و سرده نگاهم خیره و مبهوت

تماشا میکنم بارون داره میباره چون باروت

چقدر رنجوره این پاها چقد خستس چه افسرده

آخه یک عمره که داره به دنبال تو میگرده

به دنبال تو میگرده از اون اول تا این آخر

تو رفتی جای خالیتو دلم هرگز نکرد باور

توی تنهایی شبها خیالت توی آغوشم

آخه شیرینی عشقت نشد هرگز فراموشم

حالا اینجایی و من هم توی ناباوری گیجم

تو فکرم فکر تنهایی به خود از عشق میپیچم

میون بودن و رفتن چه حق انتخابی هست

برای درد جز من هم مگه  تعبیر خوابی هست؟!

شاید باید که برگردی منم تنها نمی مونم

خوشیها رو تو بردارو من و درد و همین خونم

شاید بازم منو دیدی توی یک کاغذ رنگی

توی آغوش تنهایی توی تابوت دلتنگی!!

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متین

عالی بود ای کاش به جای باروت یه کلمه دیگه استفاده میکردی.

متین

عالی بود ای کاش به جای باروت یه کلمه دیگه استفاده میکردی.

حامد

سلام متنهای زیبایی بود افرین بر طبع شعرتون

ایرانی

واقعا زیبا و بی نظیر بود خیلی خوشم اومد و چند بار خوندمش

f

salam esmet baram jalebe fafa akhe manam gahi az in esm estefade mikonam. lmovafagh bashi

f

salam esmet baram jalebe fafa akhe manam gahi az in esm estefade mikonam. lmovafagh bashi

آبجی سحر

سلام روز قشنگ تابستونی ات بخیر...من سحرم از وبلاگ لواشک ترش..وبلاگت دیدم قشنگ بود اومدم دعوتت کنم بیای به کلبه بی ریام...بی مقدمه گفتم دوست دارم خیلی خاکی دعوتت کنم که بیای و با نوشته هام همراه شی و در این بین نظرت خیلی برام مهم....درضمن به کمک دوستام هم تونستم یه سری لینک جالب بالای وبلاگ بزارم که در مورد اوناهم علی الخصوص مستندمردیخی دوست دارم بعداز اینکه دیدی نظرت بگی ...منتظر قدمهای گرم و صمیمی شما دوست عزیز هستم ..یه روز بی دغذغه و آروم و پراز شادی برات آرزومندم....[بغل][گل][بغل]

hamed

سلام پس چرا وبلاگتونو بروز نمی کند ؟؟؟؟؟؟؟؟ من خدا را دارم - کوله بارم بر دوش - سفری تا ته تنهایی محض - سازکم با من گفت - هر کجا لرزیدی - ازسفر ترسیدی - تو بگو از ته دل - من خدا را دارم - من وسازم چندیست - که فقط با اوییم ... "

پائین

جالب بود. شیرینی عشق فراموش نمیشه هیچ وقت.